محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)

330

جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)

و بروز رستخيز كه گم شد گم شدنى دور « 1 » * 137 - و آن كسها كه بگرويدند پس كافر شدند پس بگرويدند پس كافر شدند پس بفزودند كافرى ، نه باشد كه خداى بيامرزد ايشان را و نه نمايدشان راهى * 138 - مژده ده منافقان را بدان كه ايشانراست عذابى دردناك - 139 - آن كسها كه گيرند كافران را بدوستى از بيرون گرويدگان ، بجويند « 2 » نزديك ايشان ارجمندى ؟ كه ارجمند خداى راست همه * 140 - كه بفرستاد بر شما اندر كتاب كه چون شنيديد آيتهاى خداى كافر شوند بدان « 3 » و افسوس كنند بدان ، مه نشينيد با ايشان تا گفت و گوى كنند « 4 » اندر حديثى جز ان ، كه شما آن گاه همچو ايشان باشيد . كه خداى بهم كند منافقان را « 5 » و كافران را اندر دوزخ همه * 141 - آن كسها كه چشم دارند بشما اگر باشد شما را فتح « 6 » از خداى ، گويند : نه بوديم با شما ؟ و اگر باشد كافران را بهره‌اى گويند : نه غلبه كرديم بر شما و بازداشتيم شما را از مؤمنان ؟ خداى حكم كند ميان شما روز قيامت « 7 » ، و نه كند خداى كافران را بر مؤمنان راهى * 142 - كه منافقان مىفريبند « 8 » خداى را و اوست [ فريبنده ] « 9 » ايشان را ، چون بپاى خيزند سوى نماز بپاى خيزند چون كاهلان « 10 » ،

--> ( 1 ) كه بى راه شد بى راه شدنى دور . ( خ ) ( 2 ) همى بجويند . ( صو . خ ) ( 3 ) كافر گردند بوى . ( صو ) ( 4 ) تا اندر شوند . ( خ . صو ) ( 5 ) فراهم آرنده است منافقان را . ( خ ) - گرد آرندهء منافقان است . ( صو ) ( 6 ) نصرتى . ( خ ) - گشايشى يعنى پيروزى . ( صو ) ( 7 ) رسته خيز . ( صو ) ( 8 ) مىفريب نمايند ( خ ) - همى پندارند كه بفريبند . ( صو ) ( 9 ) و وى فريبندهء ايشان است . ( صو ) - و اوست كه پاداش فريب كندشان . ( خ ) ( 10 ) برخيزند كاهل وار . ( خ )